تبليغاتX
گروه تئاتر پرچین

گروه تئاتر پرچین

همه چیز درباره اجراها،خبرها،نقدها و...

این روزها در هفته بزرگداشت روز جهانی تئاتر هستیم و اهالی تئاتر سخت در تکاپوی برگزاری هر چه بهتر و با شکوه تر این هفته هستند .
در اولین روز  این هفته (شنبه ۹ اردیبهشت) اهالی تئاتر با سومین جشن بازیگر آغازگر جشن های هفته بزرگداشت تئاتر بودند ،که گروه تئاتر پرچین و نمایش فنز روز خوبی را پشت سر گذاشت .

محمد رحمانیان و پرویز پرستویی

در لیست انتخابی داوران خانه تئاتر برای انتخاب بهترین بازیگر سال نامهای پرویز پرستویی،ترانه علیدوستی و احمد مهران فر دیده می شد که در نهایت پرویز پرستویی و احمد مهران فر به عنوان بهترین بازیگران سال انتخاب گردیده و جوایز خود را دریافت کردند .

پرویز پرستویی ,رامبد جوان و محمد رحمانیان
(عکس ها از رضا معطریان)
همچنین در این روز از یکی دیگر از اعضاء گروه تئاتر پرچین که در بستر بیماری می باشد یعنی
احمد آقالو
به خاطر سالها زحمت و تلاش بی وقفه در عرصه هنر بازیگری تقدیر به عمل آورد.

 و....

گزارش ایسنا از جشن بازیگر

گزارش دیگری از جشن تئاتر

گزارشي تحليلي درباره سومين جشن بازيگر در تئاترشهر

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم اردیبهشت 1385ساعت 2:20  توسط پرچینی  | 

با توجه به علاقه دوستان و تماشاگران نمایش فنز به قطعه آخر نمایش  من آن را در یک فایل MP3 جهت دانلود قرار داده ام که می توانید آن را ازاینجا دریافت نمایید.  [ اگر موفق به دانلود نشدید روی کلمه اینجا کلیک راست کرده و گزینه save target as... را انتخاب نمایید]

در ضمن علی عزیز لطف کرده و متن ترانه را برای ما تهیه کرده که من آن را در اینجا برای شما می گذارم.
با تشکر از علی و نغمه.

Parisienne Moonlight


I feel I know you
I don’t know how
I don’t know why
I see you feel for me
You cried with me
You would die for me

I know I need you
I want you
To be free of all the pain
You have inside
You cannot hide
I know you tried
To be who you couldn’t be
You tried to see inside of me

And now I’m leaving you
I don’t want to go
Away from you

Please try to understand
Take my hand
Be free of all the pain
You hold inside
You cannot hide
I know you tried
To feel

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم شهریور 1384ساعت 0:34  توسط پرچینی  | 

بخش اول مصاحبه امیر پوریا با پرویز پرستویی

بخش دوم

بخش سوم

و..... نقد حامد صفایی در

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم شهریور 1384ساعت 14:21  توسط پرچینی  | 

با تشکر از همه دوستان به خاطر نوشته هایشان در بخش یادگاری ها به زودی جوابهایی از طرف بازیگران بر روی وبلاگ قرار خواهد گرفت....و خبرهای جدید از اجراهای جدید نمایش که در صورت نهایی شدن در اختیار شما قرار خواهم داد.

مطلب حمید رضا درباره پایان نمایش

یادداشت حسین جاوید بر شب آخر نمایش

عکسهای احسان رافتی از اختتامیه نمایش در سه بخش ۱  2  3

مصاحبه شرق با حبیب رضایی

تقدیم به نمایش فنز

این هم یک نقد مخالف از امیر حسین بهبانی نیا


و در آخر  خبر دار شدیم دوست هنرمندمان پوپک گلدره در راه بازگشت از آمل دچار  سانحه رانندگی شده و در حالت اغماء فرو رفته .همچنین حال وی وخیم گزارش شده است. از خدا می خواهیم تا حال وی دوباره خوب شده و او را در جمع خود ببینیم.








عکسها از علی تبریزی

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم شهریور 1384ساعت 1:45  توسط پرچینی  | 

می خواستم از شما عزیزانی که نمایش را دیدید و همچنین آن کسانی که ندیدند ، در این روزهای آخر بخواهم از یک کلمه تا چند خط به عنوان یادگار برای کارگردان،بازیگران و دیگر عوامل نمایش ..... در بخش نظرات برای ما بنویسید تا من آن را با نام خودتان در اختیار گروه قرار بدهم.

غرور و تعصب نوشته علا محسنی

 یک بعد از ظهر داغ برای طرفداران منچستر یونایتد و تئاتر

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم شهریور 1384ساعت 1:14  توسط پرچینی  | 

اجرای امروز به مانند روزهای گذشته ،اجرایی خوب وگرم بود و همچنین شلوغ.....

این روزها خیلی دلم گرفته ،در این 6سال گذشته که با گروه تئاتر پرچین همکاری میکنم این اولین بار است که از تمام شدن یک نمایش حال خوشی ندارم.از یک هفته پیش تا به امروز که شمارش معکوس پایان نمایش شروع شده ، دلم می خواهد زمان دیرتر از همیشه حرکت کند.نمی دونم شاید شما درک نکنید ولی برای من سیب زمینی که تو هیچ نمایشی از تمام شدنش ناراحت نمی شدم و باصطلاح ککم هم نمی گزید حالا احساساتم گل کرده... 

خوب دیگه، تئاتر دیگه! با همه قشنگیاش ،با همه خوبی ها و بی پولیاش؛ دوست داشتنی ترین کار دنیا هست.و چرا نباید ناراحت بشم از تمام شدن یکی از بهترین کارهایی که سهم کوچکی در آن داشتم. شخصا" امیدوارم که دوباره بتونیم کار تئاتر بکنیم . به امید آن روز.

در روزهایی که بلیت ها به صورت روز فروش فروخته میشود . خیلی از تماشاگران عزیز از ساعت های اوّل صبح در جلوی گیشه تئاتر شهر حاضر شده و در نهایت بلیت بدون صندلی به آنها فروخته می شود...من خودم نیز با دقت و پرس و جو از تماشاگران فهمیدم که با اینکه در اول صف بودند به آنها بلیت ردیف دار داده نشده است.
چه کار می شود کرد ؛ چند بار اعتراض ، چند بار تذکّر....گروه نیز از شیوه توزیع بلیت ناراضی است.اگر شما پیشنهادی دارین در خدمتیم.

و در آخر    
يادداشتي بر نمايش”فنز” به نويسندگي و كارگرداني ”محمد رحمانيان”نوشته حسين شاكري

آیا دغدغه مردم ما هواداران منچستر است ؟

زهرا صبری هم از آقای رحمانیان بیشتر از این ها انتظار  داشته!!!

اندر احوالات استفاده ازموبایل در سر اجرای نمایش فنز {کیه که گوش کنه ؛ بابا جون هر کسی که دوست دارین موبایل هاتون را خاموش کنید }

مجید توکلی هم ظاهرا" نمایش فنز رو دیده

از اون بالا خبرش بهتون رسید

یادداشتی دیگر بر نمایش فنز

....و خبر انتخاب ”محمد رحمانيان” به عنوان کارگردان برگزیده سال برای اجرای نمایش آواز قو


عکس از علی تبریزی

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم مرداد 1384ساعت 1:25  توسط پرچینی  | 

چند روزی بود  که هاستی که عکسها و موسیقی بر روی آن قرار دارد ،دچار مشکل شده و شما عزیزان نمی توانستید عکسها را ببینید و همچنین موسیقی را دانلود نمایید.ولی حالا مشکل بر طرف شده و شما عزیزان می توانید موسیقی را به راحتی دانلود نمایید.

شروین عزیز با جستجو در اینترنت ، اطلاعات ما را در زمینه نام خواننده موسیقی کار تکمیل و تصصیح کرده ؛ نام درست خوانندهFrance Gall می باشد و متن آهنگ را می توانید دراینجا ببینید.

در یکی از پستها ، حاج آقا چغندر گفته بودند که جواب سئوالشون را در جلسه پرسش و پاسخ ندادم،اول اینکه من در آن جلسه نبودم .دوم هم اگر سئوالی دارین در همین جا مطرح نمایید تا من به آن پاسخ دهم.

مصاحبه محمد رحمانیان با روزنامه شرق روز شنبه 29 مرداد

نقد آقای بهروز سيدي بر نمایش فنز

شهرام حقیقت دوست هم  ترجیح داده تا در باره فنز حرفی نزنه

....و یادداشت پرستو بعد از دیدن نمایش فنز

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم مرداد 1384ساعت 2:38  توسط پرچینی  | 

محمد علی ابطحی هفته گذشته از نمایش فنز دیدن کرد . وی یادداشتی در این باره نوشته که می توانید دراینجا بخوانید.

دوست خوب گروه تئاتر پرچین ، خانم مریم رضا زاده در گزارشی به رشد پديده «وبلاگ‌نويسي» و «وبلاگهاي تئاتر» پرداخته که می توانید دراینجا آن را مطالعه فرمایید.

همچنین گزارشی از نشست پرسش و پاسخ نمايش فنز که جمعه گذشته ، بعد از اجرای نمایش بر گزار شد.

....و خبر آمدن جناب آقای وزیر به دیدن نمایش فنز در آخرین روزهای کار در وزارت ارشاد ودولت اصلاحات را در اینجا ببینید.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مرداد 1384ساعت 12:20  توسط پرچینی  | 

به اطلاع تمامی دوستان و علاقمندان  نمایش فنز می رسانم که اخرین روز اجرا به طور قطع روز جمعه ۴ شهریور می باشد.
یعنی ۱۴ اجرا به پایان اجرای نمایش باقی مانده.شخصا" امیدوارم که کسانی که دوست دارند کار را تماشا کنند موفق به تهیه بلیت بشوند.

دوست خوبمان هومن ظریف و سایت تئاتر ما اقدام به تهیه یک فلش از عکسهای نمایش فنز کرده و آن را  در سایت خود قرار داده است؛همچنین آقای مهدی عزیزی بادداشتي براي فنز نوشته که می توانید در اینجا مطالعه فرمایید.

با تشکر از سایت تئاتر ما و آقای مهدی عزیزی.

ترانه علیدوستی و احمد مهران فر
عکس از علی تبریزی

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم مرداد 1384ساعت 3:51  توسط پرچینی  | 

قبل از سلام میخواهم از تمامی دوستان بابت این یک هفته که نتوانستم وبلاگ را به روز و خبرها و مطالب جدید را به اطلاعتون برسانم عذر خواهی کنم.
1:روز شنبه هفته پیش گروه تئاتر پرچین یک اجرا را به هنرمندان سینما وتئاتر کشور اختصاص دادو در روز تعطیل نیز شاهد حضور بازیگران بر روی صحنه تالار چهارسو بودیم.
در حاشیه این اجرا؛از آنجا که خبر اجرای هنر مندان در رسانه های مکتوب به اطلاع عموم مردم رسیده بود عده ایی از مردم در جلوی تالار چهارسو تجمع کرده بودند ، غافل از اینکه مهمانان هنرمند همگی از قبل دعوت شده بودند.
به احترام مراسم سالگرد حسین پناهی که ساعت19 در تالار اصلی برگزار می شد ،نمایش در ساعت 20:30 شروع شد.
در آخر اجرای شنبه ، محمّد رحمانیان با حضور بر روی صحنه  نمایش آن شب را به مرحوم کریم امامی مترجم برجسته و تازه در گذشته کشورمان و در حضور همسر وی گلی امامی، تقدیم کرد.
از اتفاقات جالب آن شب خبری بود که در روز پنجشنبه در ایسنا انتشار یافت ؛پرستویی،شکیبایی و مشایخی در مراسم سالگرد حسین پناهی سخنرانی می کنند......وقتی این خبر را به پرویز پرستویی گفتم وپرسیدم که چگونه می خواهید همزمان با اجرا ،در تالار اصلی حضور پیدا کرده و سخنرانی کنید ،وی در جواب گفت :که اصلا خبری از این برنامه ندارم!!!!!!
جالب تر اینکه ایسنا در ادامه آن خبر در روز یکشنبه آورد که:پرستویی،شکیبایی و مشایخی به مراسم نیا مدند ..........
لازم به ذکر است که در روز شنبه 22 مرداد ماه ،گروه تئاتر پرچین اجرایی اختصاصی برای هنرمندان خانه تئاتر خواهد داشت.که می توانید خبر های تکمیلی را از روابط عمومی تئاتر شهر و یا از همین وبلاگ دریافت نمایید.

2:هفته پیش آغاز فروش روزانه بلیت برای نمایش فنز بود ،هفته ایی که در فروش بلیت ، بسیاری از تماشاگران نمایش را آزرد ؛ تصمیم های روز به روز ، عدم هماهنگی و.... بسیاری از عوامل دیگر باعث گردید تا خیلی از کسانی که برای دیدن نمایش آمده بودند به سختی بلیت به دست بیاورند وخیلی های دیگر نیز دست خالی به خانه بر گشتند .
ولی یک خبر در مورد فروش بلیت؛ از فردا یکشنبه بلیت رأس ساعت 11 صبح به فروش میرسد.

3: بسیاری از دوستان و تماشا گران بعد از دیدن نمایش و همچنین در وبلاگ در مورد خواننده زن اوّل نمایش سئوال می کنند. به اطلاع شما می رسانم که نام این خواننده میری متیو  می باشد و اگر می خواهید این ترانه را در آرشیو خود داشته من آن را در یک فیل MP3 جهت دانلود قرار داده ام که می توانید آن را از اینجا دریافت نمایید.
[روی کلمه اینجا کلیک راست کرده و گزینه save target as... را انتخاب نمایید]
4: این روزها مراحل آخر آماده سازی نمایشنامه فنز در حال انجام است و احتمالا تا آخر این هفته در دسترس علاقمندان قرار خواهد گرفت. لازم به ذکر است که این نمایشنامه توسط انتشارات فرخ ونگار به چاپ میرسد.

5:  برای آشنایی بیشتر شما با بیوگرافی و پیشینه کاری هنرمندان نمایش فنز می توانید به این صفحه ها مراجعه نمایید:
محمّد رحمانیان
مهتاب نصیرپور
حبیب رضایی
احمد مهران فر

همچنین مصاحبه محمد رحمانیان
مطلب آرمان اسلامبولچی در مورد تهیه بلیت نمایش فنز در روز نامه آسیا
و
مطلب نیما افشار راجع به فنز در سایت پندار

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم مرداد 1384ساعت 22:37  توسط پرچینی  | 

شمس لنگرودي نويسنده، شاعر و منتقد که دو روز پیش به دیدن نمایش آمده بود ،یادداشتی درباره فنز نوشته است ،که میتوانید آن را در اینجا مطالعه فرمایید.

همچنین محمد رحمانیان مطلبی را با عنوان مقدمه اى بر اجراى نمايش «مجلس شبيه: در ذكر مصائب استاد نويد ماكان و همسرش مهندس رخشيد فرزين »

... در توضيح سياسى نبودن ، نوشته که می توانید در اینجا مطالعه نمایید. 



عکس از علی تبریزی

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم مرداد 1384ساعت 1:34  توسط پرچینی  | 

 اجرای روز سه شنبه نمایش فنز به دوست و همکار گروه تئاتر پرچین عادل فردوسی پور تقدیم شد.

لازم به ذکر است که صدای وی [گزارش] در بخشی از نمایش شنیده می شود.

طبق اخرین خبر از روابط عمومی تئاتر شهر از روز ۹ مرداد روزانه ۴۰قطعه بلیط فروخته میشود.

...و عکسهایی از اجرای روز سه شنبه که توسط علی تبریزی گرفته شده است

ترانه علیدوستی

حبیب رضایی



+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مرداد 1384ساعت 1:45  توسط پرچینی  | 

حسین پاکدل دوست عزیز گروه تئاتر پرچین یادداشتی راجع به نمایش فنز نوشته که می توانید در اینجا مطا لعه فرمائید.

با تشکر از حسین پاکدل عزیز.
+ نوشته شده در  شنبه یکم مرداد 1384ساعت 23:29  توسط پرچینی  | 

از فردا در تالار انتظار چهارسو پوسترهای نمایش فنز که توسط بازیگران کار امضاءشده به نفع خیریه [ انجمن پیوند اعضاء-انجمن حمایت از بیماران ام.اس وباغ هنر بم] به فروش میرسد.

قیمت پوسترها از ده هزار ریال به بالا [همت عالی]می باشد.

منتظر دیدار شما در تالار چهار سو هستیم..........

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم تیر 1384ساعت 2:37  توسط پرچینی  | 

مهتاب نصیر پور وحبیب رضایی


حبیب رضایی





احمد مهران فر
+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم تیر 1384ساعت 2:17  توسط پرچینی  | 

پاسخ‌های پرويز پرستويی و ترانه عليدوستی به پرسش‌های مطرح شده در سایت فارسی بی بی سی را می توانید در اینجا بخوانید.

ترانه علیدوستی وپرویز پرستوئی

و همچنین یادداشت اقای جواد اعرابی راجع به نمایش فنز را میتوانید در اینجا ببینید.



آقای رضا اشفته نیز در سایت ایران تئاتر نقدی بر نمایش نوشته که می توانید در اینجامطالعه نمائید.

و عکسهای رضا معطریان از نمایش را در
اینجا ببینید.

با تشکر از همه دوستان وهمراهان
.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام تیر 1384ساعت 0:21  توسط پرچینی  | 

از چند روز اینده در تالار انتظار چهارسو نمایشگاهی از عکسهای نمایش فنز به همت وتلاش گلاره کیازند به راه می افتد.  که حدود ۷۰ ٪ از انها مربوط به اجرای نمایش ومابقی مربوط به زمان تمرین می باشد.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم تیر 1384ساعت 1:33  توسط پرچینی  | 

۱:خبرها وگزارش محمد رحمانیان را پس از بازگشت از هفتمین دوره ی فستیوال تئاتر دانشجوئی «سینایا» در رومانی را میتوانیددر اینجا مطالعه فرمائید.

۲:کلیه بلیتهای نمایش فنز تا روز جمعه ۷ مرداد پیش فروش گردیده .{به غیر از تعداد محدودی که روزانه بدون صندلی و ردیف فروخته میشود}

برای رفاه حال تماشاگرانیکه هر روز در جلوی گیشه تئاتر شهر در صف می ایستند وبا در خواست محمد رحمانیان وموافقت مدیر تئاتر شهر از روز یکشنبه ۹ مرداد ماه بلیت نمایش به طور روزانه فروخته می شود.{نظرات وپیشنهادهای خود را این زمینه بیان بفرمائید}

و ....میتوانید عکسهائی از اخرین اجرا را در زیر ببینید.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم تیر 1384ساعت 2:48  توسط پرچینی  | 

مهتاب نصیر پور وحبیب رضائی








+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم تیر 1384ساعت 2:4  توسط پرچینی  | 

۱:سایت بی بی سی پرشین بخش صدای شما این هفته خود را در استانه شروع اجرای نمایش فنز به پرويز پرستويی و ترانه عليدوستی اختصاص ذاذه است.
این دو ميهمانان صفحه صدای شمای سايت فارسی بی بی سی هستند و به سئوالات خوانندگان پاسخ خواهند داد.

۲:به زودی پیش فروش مرداد ماه نمایش فنز اغاز میشود .خبرهای تکمیلی درباره نحوه چگونگی فروش را به اطلاع شما میرسانیم.

۳:بعد از دو اجرای اول ودوم که بدون حضور محمد رحمانیان صورت گرفته بود.روز چهارشنبه و در سومین اجرا گروه شاهد حضور وی در پشت صحنه چهارسو بود.

۴:در پایان اجرای روز جمعه ۲۴تیر ماه محمد رحمانیان با حضور در روی صحنه و همانطور که پیشتر اعلام کرده بود نمایش را به حمید علیدوستی که در جمع تماشاگران بود تقدیم کرد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم تیر 1384ساعت 2:53  توسط پرچینی  | 

بالاخره بعد از چندین بار به تعویق افتادن اجرا از فردا گروه نمایش پرچین  نمایش فنز را به روی صحنه تالار چهارسو میاورد.
تمرین امروز نیز به مانند روزهای گذشته با دکور ناقص وبدون لباس وگریم صورت گرفت.وتنها مهتاب نصیرپور بود که با لباسهای نیمه اماده خود به تمرین پرداخت.تمرینی مثل  ۵ روز گذشته بدون محمد رحمانیان .کارگردانی که امروز نبودش را بیش از روزهای پیش احساس کردم.
در این سالها این اولین بار است که محمد رحمانیان در شروع اجرای نمایش خود حضور ندارد همچنین تجربه ای نو برای ما: اجرای بدون کارگردان.

به هر حال نمایش فنز فردا اجرا میشود .اجرا که چه عرض کنم
یک تمرین کامل!!!!!!!!!!!!!


+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم تیر 1384ساعت 0:14  توسط پرچینی  | 






+ نوشته شده در  شنبه هجدهم تیر 1384ساعت 2:41  توسط پرچینی  | 

 


عکسها از علی تبریزی







+ نوشته شده در  شنبه هجدهم تیر 1384ساعت 2:14  توسط پرچینی  | 

آرايشگر ـ بداهه سازي ـ كار گروهي ـ اجرا در مناطق آموزش و پرورش

وصيت‌نامه حاجي ـ بداهه سازي ـ كار گروهي ـ اجرا در مناطق آموزش و پرورش

مادر ـ بداهه سازي ـ كار گروهي ـ اجرا در مناطق آموزش و پرورش

زندگي سلمان فارسي ـ نوشته سيد كاظم علوي ـ كار گروهي ـ اجرا در مناطق آموزش و پرورش

شل و كور ـ نوشته و كار پرويز احمدي نژاد ـ اجرا در مركز رفاه نازي‌آباد

توكائي در قفس ـ نوشته نيما يوشيج ـكارگردان ـ پرويز احمدي‌نژاد ـ اجرا در مركز رفاه نازي‌آباد

ماجراي يك محل ـ نوشته ـ چنگيز جابري ـ كارگردان ـ پرويز احمدي‌نژاد ـ اجرا در مركز رفاه نازي‌آباد

مرد متوسط و يكه ـ‌ نوشته محسن يلفاني ـ كار گروهي ـ اجرا در مركز رفاه نازي‌آباد

چشم در برابر چشم ـ نوشته غلامحسين ساعدي ـ كارگردان ـ علاالدين رحيمي ـ اجرا در مركز رفاه نازي‌آباد

خانة باراني ـ نوشته فرامرز طالبي ـ كار پرويز پرستويي ـ اجرا در مركز رفاه نازي‌آباد و كاخ‌هاي جوانان

پول ـ نوشته فريدون آموزگار ـ كار ايرج كسمايي ـ اجرا در كاخ‌هاي جوانان

دكّه ـ نوشته و كار يوسف تيموري ـ اجرا در كاخ‌هاي جوانان

جان‌نثار ـ نوشته بيژن مفيد ـ كار سالك ـ اجرا در كاخ‌هاي جوانان

خانه روشني ـ نوشته غلامحسين ساعدي ـ كار حسن استركي ـ اجرا در كاخ‌هاي جوانان

تسليم شد‌گان ـ نوشته نادر ابراهيمي ـ كار مرتضي مسجد جامعي ـ اجرا در كاخ‌هاي جوانان

خون ميخواهم خون ـ نوشته آنتون چخوف ـ كار گروهي ـ اجرا در كاخ‌هاي جوانان

آنسوي تسليم ـ نوشته نادر ابراهيمي ـ كار گروهي ـ اجرا در كاخ‌هاي جوانان

صبح طلوع مي‌كند ـ نوشته ابراهيم مكّي ـ كار گروهي ـ اجرا در كاخ‌هاي جوانان

مهتابي براي محرومين ـ نوشته يوجين اونيل ـ كار شهناز جابري زاده ـ اجرا در دانشگاه تربيت معلم

غربت ـ نوشته و كار امير مهاجر ـ اجرا در كاخ‌هاي جوانان

ميلاد ـ نوشته عباس جهانگيريان ـ كار علاالدين رحيمي ـ اجرا در تالار مولوي دانشگاه تهران

كوچ ـ نوشته و كار بهزاد فراهاني ـ اجرا در تالار مولوي وكاخ‌هاي جوانان

عروس ـ نوشته و كار بهزاد فراهاني ـ اجرا در هزار دستگاه پيروزي و كاخ‌هاي جوانان

پتك ـ نوشته و كار بهزاد فراهاني ـ اجرا در تالار سنگلج

شبي در حلبي‌آباد ـ نوشته و كار بهزاد فراهاني ـ اجرا در تالار مولوي دانشگاه تهران و تأتر پارس لاله‌زار

معدن ـ نوشته و كار بهزاد فراهاني ـ اجرا در تالار آبگينه بنياد فارابي

سنگر ـ نوشته و كار بهزاد فراهاني ـ اجرا در سنديكاي هنرمندان و ضبط تلویزيوني

مريم و مردآويج ـ نوشته و كار بهزاد فراهاني ـ اجرا در تأتر شهر و موزه آزادي

كتل خاكي ـ نوشته و كار سيد محمد بليش ـ اجرا در تالار وحدت

بلبل سرگشته ـ نوشته علي نصيريان ـ كار صدرالدين حجازي ـ اجرا در تالار سنگلج

تنبور نواز ـ نوشته محمد رحمانيان ـ كار هادي مرزبان ـ اجرا در تأتر شهر

آتش افروزان ـ نوشته ماكس فريش ـ كار مهدي ميامی ـ اجرا در تأتر شهر

عشق‌آباد ـ نوشته و كار داود ميرباقري ـ اجرا در تأتر شهر

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم تیر 1384ساعت 2:26  توسط پرچینی  | 

 نویسنده و کارگردان:محمد رحمانیان 
برنامه ریز ودستیار کارگردان:علیرضا فولاد شکن
گروه کارگردانی:پدیده جمالها.مهدی شایقی حق

طراح صحنه و لباس:محسن شاه ابراهیمی
سرپرست گروه طراحی:خورشید شاه ابراهیمی
نقاشی:نازلی ملکی

تنظیم قطعه موسیقی پایانی:ونداد مساح زاده

طراح چهره پردازی:کامبیز معماری

طراح نور:علی صفری

عکس:گلاره کیازند

کارگردان فیلم پشت صحنه:علی تبریزی

طراحی اعلان و دیوار کوب:سام علیدوستی

مجری طرح:نگار اسکندرفر-موسسه کارنامه

بازیگران:پرویز پرستوئی،مهتاب نصیرپور،حبیب رضایی،احمد مهران فر....وترانه علیدوستی.

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1384ساعت 22:18  توسط پرچینی  | 

پرويز پرستويي: به خانه خودم بازگشته‌ام ...

اينقدر حالم خرابه كه تا چهار تا داد نزنم، روبراه نمي‌شوم. بايد برم استاديوم داربي بزرگ منچستر يونايتد در مقابل منچستر سيتي، آبي و قرمز، ... بي خيال، مي‌خوام برم واسه اگي داد بزنم، فقط اگي، فقط واسه اگي ..

رحمانيان با صداي بلند مي‌گويد نور، احمد مهرانفر كه ديالوگ‌هاي بالا  را مي‌گفت از صحنه خارج مي‌شود، پرويز پرستويي و مست و پاتيل وارد مي‌شود و با ترانه عليدوستي گفت‌وگو مي‌كند.

رحمانيان به پرستويي مي‌گويد: بنشين و بعد ادامه ديالوگ‌هايت را بگو

 ترانه عليدوستي با ناراحتي با او گفت‌وگو مي‌كند.

پرويز پرستويي: هي هنوز زنده است، هنوز زنده  است، راستي نيامدي استاديوم

ترانه عليدوستي: حالش رو نداشتم، ساني كجاست‌

پرستويي: داره لش‌اش رو با خودش مي‌كشد

ترانه عليدوستي: نگفتند كي مرخص مي‌شود؟

پرويز پرستويي: نگران‌اش هستي؟

رحمانيان داخل صحنه مي‌شود و به پرستويي مي‌گويد: پايت را روي مبل بگذار و راحت حرف بزن.

پرستويي: ساني، كجاموندي بد مصب؟!

حبيب رضايي (ساني) از در انتهاي صحنه وارد مي‌شود. من كه اينجا هستم فرانكي، تو كجا موندي ...

                                    ***

محمد رحمانيان به تازگي تمرينات نمايش جديدش بانام فنز را آغاز كرده است. اين نمايش مانند ساير آثار رحمانيان به لحاظ اجرايي كاري متفاوت است. فنز درباره فوتبال و طرفداران آن است. داستان اين نمايش در كشور انگليس و شهر منچستر اتفاق مي‌افتد و داستان هواداران تيم منچستر يونايتد در سال 1960 ميلادي را روايت مي‌كند. پرويز پرستويي در نقش فرانكي، ترانه عليدوستي در نقش اگنس، حبيب رضايي در نقش ساني، مهتاب نصيرپور در نقش نانسي و احمد مهرانفر در نقش جي.جي در اين نمايش به ايفاي نقش مي‌پردازند.

رحمانيان اين بار به جاي تئاتر شهر و يا اداره تئاتر در مؤسسه فرهنگي، هنري كارنامه تمريناتش را دنبال مي‌كند. نگار اسكندرفر مدير مؤسسه فرهنگي، هنري كارنامه مجري طرح اين نمايش است او درباره تمرينات نمايش فنز مي‌گويد: از 17 ارديبهشت تمرينات آغاز شده است، البته يك هفته اول تمريناتمان را در تالار سايه در مجموعه تئاتر شهر انجام مي‌داديم. بعد از اتمام نمايش، شما خانمي با مانتوي آبي نديديد؟! قرار شد كه دكور اين نمايش جمع‌آوري شود و ما هم به اينجا نقل مكان كرديم و تا زمان شروع اجرا و تحويل سالن از تئاتر شهر در اين محل تمرين خواهيم كرد.كار در حال حاضر به طور كامل آماده است.

 وي درباره پذيرفتن مجري‌گري طرح اين نمايش افزود: يكي از دلايلش اين بود كه من نمي‌توانستم بيكار باشم، خب كارنامه تعطيل شده بود و من فعاليت چنداني نداشتم اين طرح را آقاي رحمانيان آماده كرده بودن، با هم صحب كرديم. خب ساير بازيگران نيز در واقع همكار من محسوب مي‌شوند، آقاي پرستويي كه جزو هيأت مؤسسان كارنامه و مدير آموزشگاه كارنامه هستند، حبيب رضايي و مهتاب نصيرپور هم كه استادان آموزشگاه محسوب مي‌شوند، به همين دليل همه چيز فراهم بود، با اينكه آقاي پرستويي هم خيلي مايل بود تا يك كار تئاتر انجام دهد و در حقيقت يك احساس نياز داشت و در نهايت همه چيز مهيا شد تا اين اتفاق بيفتد.

تمرين ادامه پيدا مي‌كند. محمد رحمانيان با وسواس و دقت خاصي همه چيز را زير نظر دارد و لحظه‌اي از صحنه بيرون نمي‌آيد. ترانه عليدوستي روي مبل نشسته است حبيب رضايي وارد مي‌شود. پرستويي در گوشه‌ سمت راست سالن ايستاده است. لحظه‌اي سكوت حاكم مي‌شود. رحمانيان به عليدوستي مي‌گويد: اين رفتار براي تو آشناست و هربار تيمشان مي‌بازد اين دو دعوا راه مي‌اندازند...

                                   ***

پرستويي و رضايي داد و بيداد راه مي‌اندازند و به قصد دعوا از خانه بيرون مي‌روند، ترانه مانع مي‌شود، كشمكش اوج مي‌گيرد. پرستويي كه مدت زيادي از تئاتر دور بوده است با اشتياقي سرشار و پر انرژي، بي‌هيچ نشاني از خستگي به كارش ادامه مي‌دهد، انگار نه انگار كه ساعت 11 شب است. پرستويي ديالوگش را آن‌قدر با احساس مي‌گويد كه هيچ‌كس نمي‌تواند جلو خنده‌اش را بگيرد و براي چند لحظه همه با هم مي‌خندند... .

احمد مهرانفر كه در اين نمايش نقش جوجانسون (جي‌جي) را بازي مي‌كند مي‌گويد: <جي‌جي>، پسر جواني است كه راننده تاكسي است و در اثر يك تصادف با اين خانواده آشنا و عاشق دختر اين خانواده مي‌شود.

او درباره كاركردن با رحمانيان مي‌گويد: تجربه خيلي خوبي است، رحمانيان جزو بهترين كارگردان‌هاي ايراني است و به لحاظ بازيگري نيز بازي در اين نقش تجربه متفاوت و جذابي براي من است، ايشان تأكيد خاصي روي ديالوگ‌ها و آواها دارد با دقت همه چيز را زير نظر دارد.

پرستويي و رضايي قاطعانه مي‌خواهند به كافه بروند و دعوا به راه بياندازند، ترانه همچنان مانع است.

ترانه: اون چماق رو بده به من.

كشمكش همچنان ادامه دارد، چندين مرتبه اين صحنه تكرار مي‌شود، مهرانفر نيز به جمع بازيگران مي‌پيوندد و ديالوگ مي‌گويد.

رحمانيان مي‌گويد: چند ثانيه نگاهش كن و بعد ديالوگت را بگو.

پرستويي با ترانه گفت‌وگو مي‌كند.

بازيگران چند مرتبه ديالوگ‌هايشان را مي‌گويند و فضاي مورد نظر رحمانيان را اجرا مي‌كنند. رحمانيان رضايت كاملي از صحنه دارد و تنها نكات خيلي ظريف را به آنان يادآوري مي‌كند. در كارنامه كاري رحمانيان، آثار متفاوت و متنوعي وجود دارد و اين هميشه يكي از دلايل جذابيت‌هاي نمايش او بوده است. تاكنون به لحاظ اجرا و ساختار هيچ‌گاه دو نمايشنامه به يك سبك و سياق از رحمانيان روي صحنه نرفته است او در اين مورد مي‌گويد: به نظر من هر آدمي در زندگي‌اش، دغدغه‌هاي شخصي زيادي دارد و وقتي كه مي‌خواهد وارد دنياي هنر بشود، در واقع هنر بازتاب دهنده اين درونيات است. من هر نمايشي كه روي صحنه برده‌ام، سعي كرده‌ام در آن نمايش به يكي از پرسش‌هاي ذهن‌ام پاسخ بدهم. بنابراين از نظر مضمون، نمايشنامه‌هايم، پاسخ‌هاي كوچكي به پرسش‌هاي بزرگ من بوده‌اند.

به نظر من شكل كار نبايد ما را فريب بدهد، يك داستان در نينوا در سال 66 اتفاق بيفتد، يك داستان در روسيه زمان استالين اتفاقاً بيفتد و يا داستاني مثل فنز در دهه 60 در شهربندري منچستر بگذرد. اينها اشكال مختلفي هستند كه فارغ از تاريخ و جغرافيا، همه اينها سعي دارند كه يك مضمون مشخصي را بروز بدهند. اين است كه از نظر مضموني من تنوع چنداني در آثارم نمي‌بينم ولي به لحاظ شكل اجرايي حق كاملاً با شماست و شايد هيچ خط ارتباطي‌اي بين اين نمايش و نمايش‌هاي قبلي من وجود نداشته باشد.

رحمانيان درباره مضمون نمايش فنز مي‌افزايد: فنز اصولاً درباره طرفداري و هواداري است. ممكن است طرفداري از انديشه، حزب سياسي و... باشد. اين مضمون به صورت تكرار شونده‌اي در زندگي امروز ما هميشه وجود داشته است ولي ما اين مضمون را امروزه در غالب داستاني در فوتبال روي صحنه خواهيم آورد.

فنز در واقع يك داستان خيالي است در مورد يك واقعه مستند با مضمون هواداري و سعي مي‌كنيم پديده هواداري را به اشكال مختلف بررسي كنيم. ما در فوتبال پديده‌اي به نام هوليگانيسم يا اوباشگري داريم اين پديده دقيقاً در دهه 60 به صورت يك پديده عمومي در انگلستان به وجود و بعدها به ساير نقاط تسري پيدا كرد و به معضلي جهاني تبديل شد.

تمام سعي‌ام را به كار بستم كه علاوه بر اينكه يك نمايش سرگرم‌كننده روي صحنه مي‌برم به سؤالاتي درباره هواداري، طرفداري و اوباشگري هم پاسخ بدهم رحمانيان درباره بازيگرانش گفت: درواقع اين يكي از تجربه‌هاي خوب من بود و حضور بازيگران خيلي به من كمك كرد تا حس و حال و فضاي مدنظر من دربيايد و تا اينجا خيلي از كار راضي هستم. او  همچنين درباره علت تمرين در اين محل گفت: خيلي دوست داشتم كه در تئاتر شهر تمرين مي‌كردم، اما من هميشه شب‌ها تمرين مي‌كنم، به نظر من اداره تئاتر امنيت مناسب براي تمرين را ندارد. زمانيكه بام‌هاي تئاتر شهر محل تمرين بودند، براي ما خيلي خوب بود ولي متأسفانه درحال حاضر اين بام‌ها كاربري‌شان را از دست داده‌اند.

همچنين سالني كه در حال حاضر براي تمرين به من داده‌اند چندان مناسب تمرين نيست، چرا كه همزمان با ما در دو سوي ما كارگاه نمايش و تالار نو، اجراي نمايش دارند، بنابراين هم سر و صداي ما و هم سر و صداي آنان مانع از تمرين ما مي‌شود. ولي همچنان ترجيح مي‌دهم در تئاتر شهر تمرين كنم... .

 

رحمانيان از دستيارانش مي‌خواهد تا صحنه بعدي را آماده كنند. بازيگران روي صحنه حاضر مي‌شوند. رحمانيان با صبر و حوصله ميزانسن‌هاي مورد نظرش را به بازيگران منتقل مي‌كند. حبيب رضايي سعي بر رفتن دارد، ترانه مخالفت مي‌كند، پرويز پرستويي او را ترغيب مي‌كند. آنچه در اين صحنه بيش از همه ديده مي‌شود، بيان پرستويي است، پرستويي آنچنان محكم و رسا ديالوگ‌مي‌گويد كه همگي محو تماشاي بازي او مي‌شدند. رحمانيان نيز بر اداي ديالوگ‌ها توسط بازيگران تأكيد مي‌كند. در اين صحنه حبيب رضايي مي‌خواهد چماق را بر سر ترانه بكوبد، رحمانيان يك بار حركت را به او نشان مي‌دهد.

رضايي، حركت را انجام مي‌دهد كه صداي مهرانفر از پشت صحنه مي‌آيد و مانع اين كار مي‌شود

مهرانفر: ديدم در خونه بازه گفتم بي‌ادبي يه سلامي عرض نكنم ...

با شنيدن اين جمله همه خنده‌اشان مي‌گيرد، رحمانيان زمان استراحت اعلام مي‌كند.

پرستويي كه بعد از مدت‌ها به تئاتر برگشته است مي‌گويد: 15 سال با عنوان گروه كوچ، در تئاتر فعاليت داشتم و از سال 48 به مدت 15 سال به طور پيوسته در اين گروه كار مي‌كردم و آخرين كارم هم در سال 76، بازي در نمايش عشق آباد بود.

پرستويي پس از هشت سال دوري از تئاتر مجدداً به صحنه برگشته است وي پيش از اين گفته بود مي‌خواهم مدتي از  سينما دور باشم.

پرستويي در اين باره توضيح مي‌دهد: البته اين مسئله بد عنوان شده است، تصميم ندارم از سينما كناره‌گيري كنم، ولي چون از تئاتر شروع كرده‌ام به نظر خودم به تئاتر تعلق دارم و در واقع در حال حاضر احساس نياز به تئاتر در من بوجود آمده است و به همين دليل تصميم گرفتم كه دوباره روي صحنه بروم و به جرا‡ت مي‌گويم اگر در سينما رشد كردم، اين رشد را مديون تئاتر هستم و هر از گاهي نياز دارم كه به تئاتر برگردم. براي من سينما با تئاتر هيچ تفاوتي ندارد. در اين سال‌ها چند مرتبه دور خيز كردم تا در تئاتر فعاليت كنم، اما هر بار بنا به دلايلي اين امر محقق نشد، اما بعد از اتمام كار آقاي حاتمي‌كيا تصميم گرفتم به تئاتر برگردم شايد به نوعي استراحت باشد ولي در حقيقت استراحت هم نيست، چرا كه تئاتر انرژي بيشتري مي‌طلبد و سختي‌هاي بيشتري در خود دارد. در حقيقت مي‌خواهم  انرژي تخليه شده‌ام را پس بگيرم. يكي از دغدغه‌هاي من تئاتر بوده است ولي حالا به طور كامل ارضا شده‌ام و اين تجربه را خيلي دوست دارم. ولي من هدفم هميشه همين بوده ، قرار نيست در تئاتر ريسك كنم چون قرار نيست در تئاتر تجارت كنم.

من به خانه خودم برگشته ام، و براي من خيلي مهم است كه با چه كسي تئاتر كار كنم و خوشحالم كه اين اتفاق با حضور در كار آقاي رحمانيان رخ داده است. رحمانيان براي من هميشه قابل احترام بوده و به نظر من از نادرترين تئاترهايي است كه صداقت و انديشه‌هاي تئاتري خود را حفظ كرده است.

او هميشه كارهاي ماندگاري از خود بجا گذاشته است و من هميشه تماشاگر كارهاي ايشان بوده‌ام و با افتخار مي‌گويم كه از كار كردن با ايشان لذت مي‌برم و با حضور در كنار ايشان چيزهاي زيادي ياد گرفته‌ام. ايشان كارگردان خوبي است، گروه خوبي دارد، خوب مي‌نويسند، خوب كارگرداني مي‌كند. گروه ايشان، گروهي پر انرژي بدون دغدغه‌اي است. خوشحالم كه وارد اين گروه شده‌ام و با اين گروه همكاري مي‌كنم... .

ظ‌ظ‌ظ‌

ترانه عليدوستي ديگر بازيگر اين نمايش كه اولين حضورش در عرصه تئاتر را تجربه مي‌كند، مي‌گويد: از روز اول قصد داشتم كه در تئاتر فعاليت كنم ولي تا به حال اين موقعيتي كه من دوست داشتم، برايم پيش نيامده بود. سال پيش قرار بود ايشان اين نمايش را روي صحنه ببرد ولي بنا به دلايلي اين امر محقق نشد تا امسال. همچنين من خيلي اصرار داشتم كه اولين حضورم در تئاتر را با ايشان تجربه كنم، چون به هرحال من در اين زمينه بي‌تجربه بودم و هميشه طرفدار كارهاي ايشان بودم. او درباره احساسش نسبت به تئاتر مي‌گويد: حسم نسبت به تئاتر حسي است كه هميشه نسبت به تئاتر داشتم، تئاتر را خيلي دوست دارم و به همين خاطر است كه در اين نمايش حضور پيدا كرده‌ام.

ظ‌ظ‌ظ‌

مهتاب نصيرپور از اعضاي ثابت گروه پيوند، در اين نمايش نقش نانسي را ايفا مي‌كند. او درباره فنز مي‌گويد: من نقش زن اين خانواده را بازي مي‌كنم، اين نمايش از لحاظ فضا كاملاً با كارهاي قبلي گروه ما متفاوت است. زن در اين نمايش كمي خسته و مريض است و تجربه سال‌ها هواداري تيم منچستريونايتد بودن، ديگر براي او خوشايند نيست.

نصيرپور بسيار كم كار و گزيده كار است و در تمام كارهايش نقش‌هاي خاصي را ايفا كرده است و اين نقش هربار نقطه عطفي در كارنامه بازيگري او محسوب مي‌شود. او درباره تفاوت نقش‌هايش مي‌گويد: فكر مي‌كنم تفاوت من با ساير دوستان در اين است كه من هميشه اين شانس را داشته‌ام كه با يك كارگردان بسيار نكته سنج كار كرده‌‌ام، كارگرداني كه علاوه بركارگرداني زمينه نمايشنامه‌نويسي هم دارد، اشراف زيادي به متن دارد و اين به من كمك مي‌كند تا به عنوان بازيگر بتوانم خودم را بروز دهم. اين اتفاقي است كه معمولاً در ارتباط با كارگردان‌هاي ديگر اتفاق نمي‌افتد. هميشه سعي كرده‌ام در نقش‌هايم، كمي نوآوري، تفاوت، خلاقيت و تغيير داشته باشم.

زمان استراحت به پايان مي‌رسد، بازيگران دوباره روي صحنه بر مي‌گردند، رحمانيان اين بار نمايش را نظاره مي‌كند، بازيگران به خوبي تمام جزئيات را در اجراي نقش رعايت مي‌كنند. ساعت نزديك 12 شده است ولي هيچ نشاني از خستگي در بازيگران و عوامل ديده نمي‌شود، رحمانيان از اين صحنه رضايت كامل دارد و سر انجام با يك خسته نباشيد تمرين را به پايان مي‌رساند.

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم خرداد 1384ساعت 16:54  توسط پرچینی  | 

پيش فروش بليت اين نمايش هم زمان با پيش فروش بليت نمايش ”مجلس شبيه در ذكر مصائب نويد ماكان و همسرش رخشيد فرزين” از 16 خرداد ماه آغاز و تا 31 خرداد ادامه خواهد داشت. قيمت بليت اين نمايش 4000 تومان در نظر گرفته شده كه در مدت زمان پيش فروش، بليت اين نمايش با قيمت 3000 تومان به فروش خواهد رسيد. روزهاي يكشنبه هم بليت اين نمايش با 25 درصد تخفيف و قيمت 3000 تومان به فروش مي‌رسيد.
گفتني است نمايش”فنز” از۱۰تیرماه در تالار چهارسو و ساعت 30/19 اجرا خواهد شد.لازم به ذكر است در نمايش ”فنز” پرويز پرستويي، مهتاب نصير‌پور ،حبيب رضايي، احمد مهران فر و.... ترانه عليدوستی ايفاي نقش مي‌كنند و طراحي صحنه كار نيز به عهده محسن شاه‌ابراهيمي است.

 

  
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم خرداد 1384ساعت 1:35  توسط پرچینی  | 

اين روزها گروه تئاتر پرچين در حال تمرين نمايش فنز به کار گردانی  محمد رحمانيان و با بازی پرويز پرستوئی-مهتاب نصیرپور-حبيب رضائی-ترانه علیدوستی و احمد مهران فر ميباشد.سعی ما در این وبلاگ این است تا در کنار سایت رسمی گروه تئاتر پرچین(که کما فی سابق مرکز اطلاع رسانی گروه میباشد)به اطلاع رسانی درباره اجرای نمایش فنز بپردازیم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم خرداد 1384ساعت 1:23  توسط پرچینی  |