تبليغاتX
گروه تئاتر پرچین - دریغ و حسرت و درد

گروه تئاتر پرچین

همه چیز درباره اجراها،خبرها،نقدها و...

چقدر دلم مي خواست در يکي از نمايشهايش بازي کنم و او تماشاگرم باشد. که بگويد ، از آدمهايش و از خودش .
چه لذتي بالاتر از اين که باشد و خود به ما بگويد که از وراي واژه ها و حرف ها ، چه را مي جسته و آگاهمان کند و همراه او همسفر تجربه هايش باشيم . و ببيند که چگونه رنجها و حسرت هايش ، روياها و آرزوهايش ما را گرد هم آورده و مي خواهيم ، که از دل مي خواهيم بدانيم و بيشتر بدانيم ، از او . از اکبر رادي .
دريغ و حسرت و درد که دير است . ديگر خيلي دير است .

  

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم دی 1386ساعت 3:9  توسط مهتاب نصیرپور  |